مهرانا با عروسک و خمیر
داشتم خمیر پیتزا رو ورز می دادم که سر و کله مهرانا پیدا شد و با اون عروسکی که پشتش بسته بود شروع کرد به ورز دادن خمیر



اینجا هم داشت خمیر رو بو می کرد و می گفت:آجی پوف!!!!بو،بو!!!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مهرانا با عروسک و خمیر
